السيد محمد حسين الطهراني

31

معاد شناسى (فارسى)

همان خواسته‌هاى طبعى و طبيعى و به سبب عودت و بازگشت همان موجوديّت فعليّه از غضب و شهوت و وهم و حسّ خودخواهى ، براى بار ديگر دست ميزنند به همان كردارى كه سابقاً در دنيا انجام ميداده‌اند ؛ وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ وَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ « 1 » . پس صدق گفتار آنان در عالم برزخ و شرائط برزخى است ، نه نسبت به دنيا و شرائط آن . امّا نسبت به دنيا گفتارى است كه صد در صد مخالف واقع است و با دستيابى به آن شرائط معلوم مىشود كه چگونه آنها به گناه و تجاوز و استكبار و شرك عودت نموده و در دعواى طهارت و تدارك اعمال زشت خود دروغگو بوده‌اند و لذا خطاب كَلَّا إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها « 2 » به آنها زده مىشود . انقطاع انسان بسوى خدا در گرفتاريها ، و غفلت از او در حال أمن در عالم دنيا نظير اين حالات در دنيا نيز براى انسان پيش مىآيد ؛ چون انسان وقتى سرگرم دادوستد و منغمر در اسباب و متوجّه كثرات است ، از خدا و قدرت و علم و حيات و تدبير او غافل و به خود و به اسباب متّكى است ؛ و وقتى كه دستش از اسباب كوتاه شد و اميدش قطع گرديد به سراغ خدا ميرود و ناله و فغان سر ميدهد كه اى خداى رحيم و رحمن و عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ به فريادم رس ! وقتى مرضى دارد بدون اتّكاء و اتّكال به خدا به دنبال طبيب مىرود و جدّاً از او استمداد مىكند و دوا مىخورد و پرهيز مىنمايد و تزريق مىكند و عكس بردارى از محلّ مرض مىنمايد و تجزيهء ادرار و

--> ( 1 ) ذيل آيه 28 ، از سورهء 6 : الانعام ( 2 ) قسمتى از آيه 100 ، از سورهء 23 : المؤمنون